شیر مادر، نان پدر قهرمان!

[ad_1]

جواد محتشمیان و هادی عامل دو گزارشگر پیشکسوتی هستند که صدای آنها نزدیک به 40 سال است که در گزارش های والیبال و کشتی مطرح می شود. آنها در گفت و گوهای جداگانه ای از مهم ترین اتفاقات سال 1400 و آرزوهایشان در سال جدید صحبت کردند.

پشت سر سرنوشت آقای خبرنگار مرتبط با والیبال یا با تکیه بر کلمات معروف شیر مادر، نان پدر دلاور دلاور سوالاتی است که از زبان خودش در گفت وگو با ایسنا نقل شد.

جواد محتشمیان، 75 – گزارشگر، مفسر و کارشناس والیبال در این حوزه علاوه بر تسلط بر مباحث فنی، استاد سبک به حساب می آید. او پس از 40 سال فعالیت همچنان به والیبال اهمیت می دهد و با خنده می گوید: خوشبختانه پارسال اتفاق خاصی برایم نیفتاد (!) تمرکزم این است که بیشتر از بزرگسالان مسابقات جوانان را ببینم; چون واقعیت این است که آنها یک شبه به آن توانایی و پتانسیل نرسیدند و سال هاست که خودشان را برای این روزها آماده می کنند اما هیچکس آنها را ندیده است.

وی گفت: ما در کشورمان پتانسیل های زیادی داریم، اما استعداد کشان زیادی هم داریم و می بینید که این جوانان ما بسیار با استعداد هستند. آنها دیر به انتخاب می رسند.

من از تهران فرار کردم

محتشمیان از دوران کرونا و نحوه گذراندن آن روزها و بازگشت به زادگاهش کاشان به دلیل شرایط خاص این بیماری می گوید و توضیح می دهد: به دلیل مشکل کرونا از تهران فرار کردم و به زادگاهم کاشان پناه بردم. من برنده شدم و هنوز هم آنجا زندگی می کنم.

وی ادامه می دهد: من متولد کاشان هستم و به دلیل شلوغی تهران و نداشتن گزارش از بازی های باشگاهی و البته یکی از دلایلی که در این مدت گزارش ندادم سعی کردم در کاشان بمانم. دوره کرونا بود بعد از مدتی شرایط تغییر کرد و پذیرفتم آخرین جلسه ای که برگزار شد را گزارش کنم.

شیر مادر، نان پدر قهرمان!

خبرنگاری که از سال 62 در رادیو گزارش می دهد، گفت: «من معتقدم اگر نام تیم ملی والیبال یا ورزش های دیگر در این جامعه مطرح نمی شد، آنها را نمی دیدیم. پس اگر این استعدادها و جوانان این پتانسیل و توانایی را داشتند و خود را در عرصه جهانی نشان می دادند، ما هم جزئی از این اجرا بودیم که سعی کردیم تا جایی که می توانستیم به جامعه نشان دهیم.

حضور من به تلویزیون بستگی دارد

محتشمیان در پایان ابراز امیدواری می کند شرایط به گونه ای باشد که همکاری آنها در رادیو ادامه داشته باشد و در عین حال می گوید: حضور من به تصمیم تلویزیون بستگی دارد. اگر آنها بخواهند ادامه می دهم. احساس می کنم هر چقدر به جوانان فرصت دادیم چیزی را از دست ندادیم. قبول دارم جوان ها بیایند و جای ما را بگیرند، قطعاً روزی که سر کار رفتیم انگیزه داشتیم و شاید الان آن شور و نشاط قابل مقایسه با آن دوران نباشد.

مهمترین اتفاق برای من المپیک بود

هادی عامل، خبرنگار پیشکسوت او مهم ترین اتفاقی را که پارسال برایش افتاد را هم به یاد می آورد: پارسال مهم ترین اتفاق برای من المپیک بود و اینکه توانستم بروم و گزارش هفتمین المپیکم را بدهم. وقتی مدیرانم اعلام کردند من یکی از نفرات اعزامی هستم خوشحال شدم، اما نکته این بود که این المپیک با المپیک های قبلی متفاوت بود و در دو ماه اخیر تست ما مثبت نبود که اگر این اتفاق بیفتد من از دست می دهم. بازی های المپیک. بنابراین در دو یا سه ماه منتهی به المپیک، سعی کردیم خود را قرنطینه کنیم، مراقبت بیشتری انجام دادیم و مراقب بودیم که آزمایشمان مثبت نباشد و این سختی‌های خودش را داشت. زمانی که به المپیک رفتیم، شش نفر از همسالان ما از جمله آقای. عبدالله راوا مثبت شد و ما را به مدت 14 روز قرنطینه کرد. اما خوشبختانه سه روز قبل از کشتی ها توانستم گزارشی از مسابقات ارائه کنم. بنابراین ما مشکلات را پشت سر گذاشتیم و خوشبختانه تیم ما یک طلا، یک نقره و دو برنز کسب کرد.

روزهای سخت کرونا و تلخی از دست دادن

این خبرنگار پیشکسوت درباره کرونا و پیامدهای آن گفت: شرکت در جلسات عمومی برای ما سختی های خاصی دارد. من آدمی نیستم که اگر کسی به من گفت سلفی بگیرم، نه بگویم. در مسابقات لیگ که بدون هوادار برگزار شد، افرادی بیرون سالن بودند که برای تشویق و گرفتن عکس سلفی جمع شده بودند و متاسفانه پارسال بود که در آخرین روزهای لیگ به کرونا مبتلا شدم و حالم بد شد. من در خانه ماندم و همسرم از من مراقبت کرد و از او تشکر کردم. من هم یک بار دیگر یک مورد خفیف کرونا داشتم. سعی کردیم رعایت کنیم اما در نهایت اگر در شهرهای مختلف بدون تماشاگر به مسابقه رفتیم تماشاگران بیرون از اتاق بودند و از دور تماشا نمی کردند و نمی توانستیم درخواست سلفی را رد کنیم. و برای ما خیلی سخت بود. .

وی ادامه می دهد: ما هم مثل همه مردم دچار مشکل شدیم و اقوام و دوستان خود را از دست دادیم که مایه شرمساری ما بود. ما خودمان محدود بودیم و همه این شرایط را کرونا برای ما ایجاد کرد.

احساس غرور در شکست دادن تیلور

عامل در ادامه از مسابقات جهانی سال گذشته نروژ به عنوان یکی از بهترین خاطرات خود یاد می کند: خوشحال کننده بود که سه مدال طلا، چهار مدال طلا در کشتی گرفتیم و حسن یزدانی برای چهارمین بار که با تیلور مبارزه کرد، توانست شکست دهد. و این برای من بسیار خوشحال کننده بود، زیرا می دانستم که ملتی خوشحال است و همچنین پیروزی های ارزشمند کار ما در این مسابقات که از لحظات خوب ورزش من است.

3 آرزو از هادی عامل

او آرزوی سال جدید را به دلیل دغدغه‌اش یک آرزوی ورزشی می‌داند و می‌گوید: آرزو می‌کنم تیم ما در جام جهانی صربستان به اندازه ایران و همچنین در بازی‌های آسیایی در دل مردم حضور داشته باشد. مردم.” خوشحال کردن.

این کارگزار آرزوی دیگر خود را برای مردم کشورش اینگونه بیان می کند: برای ملت عزیزم آرزو می کنم در سال جدید شرایط زندگی مردم کشورم بهتر شود، شغل ایجاد شود و جوانان ما بتوانند کار کنید و ازدواج کنید و وضعیت مسکن شما حل خواهد شد. اینها مسائلی است که افراد جامعه را درگیر می کند و من عضو کوچکی از این جامعه هستم و زمانی خوشحال می شویم که هموطنانمان شاد باشند و در رفاه نسبی و اجتماعی باشند. در بحث جهانی ای کاش در دنیا جنگ و قتلی رخ نمی داد. در سراسر جهان، چه افغانستان، چه اوکراین یا روسیه. زمانی که مردم در اثر جنگ آواره می شوند و بسیاری از مردم بی گناه زیر آوار می میرند، دردناک و دشوار است. من امیدوارم که مردم در سراسر جهان به حدی تکامل پیدا کنند که یکدیگر را دوست داشته باشند.

شیر مادر، نان پدر قهرمان!

طعم گزارش پس از 40 سال

عاملی درباره همکاری با صدا و سیما که از سال 63 آغاز شد می گوید: من خبرنگاری هستم که کارم را انجام می دهم و طبق قوانین و نمودار سازمانی گزارش می دهم و هدفم شادی مردم و غرور ملی است. بنابراین در گروهی که با آنها کار می کنم، از هرکسی که به عنوان تهیه کننده بگذارند اطاعت می کنم و این روحیه باید از طریق چارت سازمانی وجود داشته باشد، در غیر این صورت سیستم فرو می ریزد. من از زمان آقای دکتر با مدیران دوست بودم. صافی، آقای پورمحمدی، آقای. زین العابدین و همچنین آقای. فروغی و خدا را شکر مشکلی نداشتم. با این حال، ممکن است اشکالات و مشکلاتی وجود داشته باشد و این طبیعی است.

«شیر مادر حلال، نان حلال پدر» در دل مردم ایران است.

مامور از عبارات خاصی مانند «خسته نباشی قهرمان، خدا قوت قهرمان»، «چاق و بد تن»، «شیر مادر، پدر نان قهرمان»، «پهلوانی رودخانه، کشتی‌سازی مازندران»، ، در گزارش های خود به ویژه در دوران المپیک.

او که به گزارش های احساسی اش شهرت دارد، اصطلاح معروف خود را در مسابقات کشتی می گوید: «اصطلاح شیر مادر، نان پدر پهلوانی حلال» حس خوبی است که در دل مردم ایران جا افتاده است. اگر از این کلمه استقبال می شود به خاطر قداست و عظمت پدر و مادر است که در جامعه جا افتاده است. من همیشه احساس می کنم پدر و مادر برای فرزندانشان سخت کار می کنند. از پدر و مادرم به همراه مربیان و فدراسیونی که زحمت می کشند تشکر می کنم. زیرا آنها بیشترین آسیب را می بینند.

انتهای پیام

[ad_2]
Source link

درباره ی admin_asooweb

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.